خرید بک لینک
در این جهان که سنگ بر سنگ نمی مانداحدی نمی داند،کدام دیدار واپسین استکدام خداحافظ،بی سلام می ماندو کدام امید وصل،ناامید می شوددستانی که خالی شد…نگاهی که چشم به راه ماند…و قلبی که دیگر نتپید…روزگارِ منِ بى تو،همين قدر سیاه استسوگند راسخ ۵ فروردین ۱۴۰۳

برچسب: نویسنده: مبین صادقی تاريخ: سه شنبه 21 فروردين 1403 ساعت: 1:03

تو را به خدا سپردم

و خدا حرفم را جدی گرفت

دستانت که آخرین بار فشردم،

بال شد

نگاهت که به زمین دوخته بود،

رنگ آسمان گرفت

و خدا تو را تنگ به آغوشش کشید

بی خبر عزم سفر کردی

و من نمی دانستم

سوغات سفرت یک چمدان دلتنگیست…

سوگند راسخ

۵ فروردین ۱۴۰۳

برچسب: نویسنده: مبین صادقی تاريخ: سه شنبه 21 فروردين 1403 ساعت: 1:03

و در پایان

همه ما فراموش می شویم

مشتی خاطره بر جا می ماند

چندی عکس

و رد انگشتانمان، بر قلب هایی که لمسشان کردیم

وآن هنگام،

که قلب آخرین بازمانده ای که ناممان را می داند،

از طپش بیفتد،

ستاره ما برای همیشه خاموش می شود…

سوگند راسخ

۱۲ فروردین ۱۴۰۳

برچسب: نویسنده: مبین صادقی تاريخ: سه شنبه 21 فروردين 1403 ساعت: 1:03

صفحه بندی